خاستگاه و چگونگی طرح تدبر در مصاحبه نشریه خط با استاد الهی زاده
40 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت فرهنگی تدبر در قران و سیره
تعداد شرکت کننده : 0

خط: لطفا برای شروع انس با قرآن را توصیف کنید ؟

 انس با قرآن یک مفهوم ذو مراتب است و کمترین مرتبه آن این است که با قرآن باشیم ؛ بالاتر از آن، این است که به قرآن نظ 

بیافکنیم. خود نگاه به قرآن، مرتبه دیگری از انس است باز بالاتر از آن، این است که قرآن را بشنویم و بالاتر این است که تدبر در

قرآن داشته باشیم. 

به این جا که رسیدیم آن اندازه مطلوب، تحقق پیدا می کند. پس تدبر در قرآن، انس با محتوای قرآن و معارف آن است که سوار بر

ترجمه، مفاهیم، روخوانی، روان خوانی و قرائت مکرر قرآن کریم است و با نگاه به قرآن و شنیدن و خواندن و فهمیدن آن حاصل می

شود. انس یعنی انسان تنهایی هایش را با قرآن پر کند و قرآن انیس تنهایی هایش باشد؛ پناه اضطراب ها و مشاور در مشکلاتش باشد. 

خط: آیا می توان ادعا کرد انس با قرآن در بین طلبه ، آن چنان که باید نیست؟

باید به طلبه ها حسن ظن داشته باشم. شاید اکثر شان در مصاحبه ها و فرم هایی که پر کرده اند، هدفشان از آمدن به حوزه را آشنایی با

قرآن و حدیث عنوان کرده اند و لیکن گاهی موانع آموزشی، فرهنگی یا اشتغالات و مسائل جانبی و عدم بستر سازی برای انس با 

قرآن، عملا منجر به کمرنگ شدن این انگیزه روز اول می شود.

زمینه های فرهنگی که باعث می شود آن ها در این مسیر قرار نگیرند، این است که قرآن را در عین حال که مقدس می دانند، آن قدر

عظیم می بینند که نمی توانند به آن نزدیک شوند. اینکه عظیم است حق است و ما که عظمت قرآن کریم را نمی توانیم درک کنیم، اما

به این معنا نیست که نمی شود با آن مانوس شد یک لایه از قرآن هست که همه انسان ها می توانند به وسیله تدبر با آن مرتبط شوند.

یک لایه هم جز اولیاء الهی و معصومین نمی توانند آن را درک کنند و آن باطن و تاویل قرآن کریم می باشد یعنی جامع قرآن را

انسان کامل و جامع می تواند دریافت کند وقتی آن لایه باطن مطرح شد شخص می گوید پس من اول باید به آن مرحله انسان کامل و

جامع و عالم و عادل برسم بعد به قرآن بپردازم. به این ترتیب انس با قرآن به تاخیر می افتد.

یک سری مشغله های آموزشی هم مانع ارتباط شده است، در برنامه های روزانه ای که برای طلبه تنظیم شده معمولا چهار ساعت

درس و چهار ساعت مباحثه هست که می شود هشت ساعت، مطالعه و پژوهش و کارهای فوق برنامه هم کم و بیش در دستور کار

قرار دارد فضای پر مسئله و پر تلاطم جهان هن ذهن جوال طلبه را مشغول می کند، سئوالات خود طلبه هم که هست. شما ببینید برای

مراجعه متدبرانه به قرآن کریم چه باقی می ماند؟!

پس زمینه ها به گونه ای است که به صورت طبیعی امکان رو آوردن به قرآن نیست و اگر کسی هم بخواهد وارد بشود، باید با همه

این ها مبارزه کند و بر آن ها غلبه کند تا بتواند به مقصد برسد، اما بالاخره این ها مانع از این نمی شود که ما فرهنگ مطلوب را که

فرهنگ بازگشت به قرآن کریم است دنبال نکنیم.

خط ممکن است اشکال وارد شود که این جا اصلا مشکلی وجود ندارد، بلکه طلبه در سال های اول، به تقویت پایه های علمی می

پردازد و وقت به توانایی علمی رسید، وقت آن می رسد کمه با قرآن ارتباط برقرار کنند، آیا می توان گفت که این به تاخیر انداختن

ارتباط با قرآن از سال های اول طلبگی، باعث به وجود آمدن مانع در ارتباط اصیل با قرآن می شود ؟یک لایه ارتباط را که حق ندارد

به تاخیر بیندازد و لایه تدبر در قرآن هم که اجتهاد لازم ندارد، تفسیر قرآن است که اجتهاد می خواهد و اشکالی هم ندارد که آن را به

تاخیر بیندازد ولی تدبر در قرآن یک وظیفه انسانی و اسلامی است .

قرآن خواندن، یکی از کارهای روزانه زندگی ماست؛ مثل نماز خواندن. قرآن خواندن در شب، معرفت زاست و در روز ،آرامش

بخش است. چون مرز بین تفسیر قرآن که یک کار تخصصی است و تدبر در قرآن که یک کار عمومی است، در ذهن طلاب تفکیک

شده، ممکن است بعضی این تسویف را داشته باشند و به تاخیر بیندازند.

هر انسانی موظف است که کلام خدا را ملاحظه کند و به قرآن مراجعه داشته باشد. طلبه یک وظیفه مسلمانی دارد وظیفه مسلمانی اش

این است که قرآن بخواند هرچند که نفهمد؛ اما نمی شود به طلبه گفت قرآن بخوان؛ اگر نفهمیدی هم مهم نیست! طلبه می گوید باید یک

برنامه کوتاه مدت و یک برنامه اساس داشته باشی. برنامه کوتاه مدت این است که قرآن را با ترجمه بخوانی. ممکن است بگوید که این

ترجمه ها مطالب پراکنده ای هستند؛ یعنی آیات را جدا جدا ترجمه کرده اند؛ می گوییم بله، این احتیاج به یک مکمل و متمم دارد و آن

ترجمه متدبرانه از قرآن است؛ یعنی ترجمه ای که انسجام و جهت واحد متن را نشان دهد و روان باشد.

می توان این را از طریق یک کار فرهنگی و فوق برنامه در شش سال اول تحصیل، تنظیم کرد که طلبه به وسیله قرائت و ترجمه

متدبرانه و تدبر در سوره های قرآن، یک دوره قرآن کریم را به صورت کلاسیک بگذراند.

خط: لطفا به اصل تدبر که به نظم و انسجام می پردازد ، اشاره ای داشته باشید ؟

رسالت اصلی تدبر، تفهم متن است همان طور که خود قرآن و روایات، ما را دعوت به تدبر کرده است، چهار آیه از قرآن، نه تنها

غایت نزول را تدبر در قرآن بیان کرده بلکه توبیخ کرده که چرا تدبر نمی کنید؟! فرمایش پیامبر اعظم (ص) در خطبه غدیر، قبل از

عبارت «منت کنت مولاه» این است که «معاشر الناس تدبروا القرآن »که این «معاشر الناس» یعنی همه مردم. حضرت زهرا

(سلام الله علیها) در خطبه فدکیه، بعد از آن که آیات ارث را مطرح می کنند به مردم می فرمایند : «معشر الناس افلا تدبرون القرآن

» و امیر مومنان علی (علیه السلام ) هم در همان عصر با مردم اتمام حجت می کنند. و می فرمایند :«الا لا خیر فی قرآئه لس فیها

تدبر». از این جا می فهمیم که تدبر یک وظیفه همگانی است؛ گر چه ممکن است برای همگان مقدور نباشد، ولی باید مقدماتش را

کسب کرد، یعنی اگر مقدمه اش یاد گرفتند عربی است، باید آن را رواج دهیم.

ما وقتی در محضر قرآن قرار می گیریم، مانند یک شاگرد مطالب را فرا می گیریم. حالا که خودمان را آماده کرده ایم و با زبان

قرآن آشنا شدیم، وقتی قرآن می خوانیم، مستمع و قاری کلام خدا هستیم، لذا محتوا را اجمالا دریافت می کنیم؛ البته نه به این معنا که

مانند یک مفسر، به ظرایف و نکته ها پی ببریم، ولی کلیت بحث را در می یابیم و می فهمیم که در مجموع، مولا از ما چه تقاضایی

دارد و چه وعده و وعید هایی می دهد. پس در مسئله تدبر آن چه مهم است فهمیدن متن است که این فهمیدن متن پنج لایه دارد : فهم

نفسی واژگان، فهم سیاقی این واژه ها و جمله ها، فهم مقایسه ای این دسته ها، فهم مجموعی است دسته ها و فهم هدایتی آن ها در عین اینکه این فهم روش مند است ، نه سلیقه ای. ما به این نوع از نگاه به فهم متن می گوییم: « تدبر»

خط : ظاهرا شما طرحی را بر این مبنا آغاز کرده اید ، لطفا در مورد آن نیز توضیح بفرمایید؟

ما طرحی را تاسیس کردیم به نام « طرح تدبر در قرآن » که محتوریت آموزش های آن تفکر و تدبر نسبت به آیات قرآن است. هم

چنین مسائل و موضوعات پیرامونی قرآن و نگاه کاربردی و عملیاتی نسبت به آموزه های قرآنی نیز در این طرح از نظر به دور

نخواهد بود. لذا آشنایی با فضای کل سوره های قرآن از طریق شناخت واژگان کلیدی، موضوعات، غرض و آیات کلیدی هر سوره و

شناخت ارتباط میان موضوعات و بخش های مختلف هر یک از سوره ها و نیز آشنایی با روش تفکر و تدبر در آیات نورانی آن، دو

محور اصلی اجرا این طرح به حساب می آیند.

بر این اساس در طرح مذکور، ضمن آموزش مبانی و مهارت های تفکر براساس آیات و روایات و مبانی اندیشه ای اساتید گران

قدری چون امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی (ره)، حضرت آیت الله جوادی آملی و حضرت آیت الله حسن زاده آملی، مهارت های

تفکر در آیات قرآن و روش های استفاده و استخراج نکات از قرآن نیز تدریس می گردد.

این طرح بیش از ده سال سابقه دارد که به مرور زمان، روش اجرای آن هم تدوین شده و هم اکنون مخاطبینی را در بین طلاب،

دانشجویان و عموم مردم دارد.

خط : لطفا درباره خاستگاه « طرح تدبر » هم توضیحاتی بفرمایید؟

خاستگاه و منشا شکل گیری این نوع نگاه دو جهت بوده است؛ فردی و اجتماعی، جهت فردی آن، برخاسته از نیاز هر فرد به قرآن

است. زمانی که ما در فضای بسط روحی قرار داریم، تحت عنایت پروردگاریم و با نشاط و امیدوار هستیم؛ اما زمانی که قبض به

سراغ ما می آید و ما گرفته می شویم، اقتباس از نور قرآن، روح ما را منبسط می کند و لذا افراد هر مقدار مکه می توانند، باید

قرآن را حفظ کنند و هنگام دل گرفتگی، قرآن بخوانند.

خاستگاه اجتماهی این طرح، یک دغدغه انقلابی است دغدغه امام و رهبری است، دغدغه نظام و ملت است، یک نیاز عمومی است، و

آن، ایمان است. مقام معظم رهبری بارها روی مسئله ایمان تاکید کرده اند. آن چیزی که در مقابل استکبار جهانی می تواند مقاومت

کند، ایمان است؛ یعنی چیز که ما داریم و آن ها ندارند؛ ایمان به خدا، ایمان به قرآن، ایمان به اهل بیت (علیهم السلام). اگر با تهاجم

فرهنگی و تشکیک این ایمان را سست کردند، ما چگونه می توانیم در مقابل استکبار جهانی مقاومت کنیم؟

خود به خود از هم می پاشیم. مقام معظم رهبری بارها تاکید کرده اند که باید مواظب ایمان مردم باشیم و این هم کار روحانیت

است.حالا از چه راهی می شود ایمان را حفظ و از آن دفاع کرد و بر آن افزود؟ یکی از راه های افزایش ایمان با قرآن است؛ به

دلیل آیه شریفه قرآن که می فرماید:«و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا»

پس از ترویج و حضور قرآن در صحنه، باید در مقابل تخاجم فرهنگی، جهاد اکبر داشته باشیم. هم چنین برای افزودن ایمان، هم باید

سراغ قرآن برویم و هم سراغ عترت. با این دو. ایمان تعبدی شکل می گیرد، با تفکر، این ایمان مستقر می شود و با تذکر، این ایمان

شوق آفرین می شود لذا برای این که یقین در جامعه شکل بگیرد، باید تلفیقی از سه جناح نقل و قلب و عقل در راستای هم تشکیل

بدهیم تا در مقابل استکبار پولادین باستیم. این، می شود خاستگاه اجتماعی.

خط: آیا این طرح از پشتیبانی نظری و پژوهشی نیز برخوردار است؟

این طرح فقط حاصل یک نظریه پردازی یا یک پژوهش کتابخانه ای صرف نیست؛ بلکه این نگاه، سه پژوهش را با هم در برداشته

است؛ هم پژوهش کتابخانه ای، هم پژوهش گفتاری و هم پژوهش میدانی. پژوهش کتابخانه ای آن مراجعه به تفاسیر بود؛ اما پژوهش

گفتاری، پرس و جو های فراوانی بود که در این مسیر از فراگیران در شکل گیری این نوع نگاه زیاد بوده است چرا که سئوال به جا

باعث تبیین بهتر مباحث می شود. سوم، پژوهش میدانی بود، برای اینکه بفهمیم در صحنه عمل، این نگاه چه آثاری دارد محیط های

دانشگاهی، جامعه آماری خوبی برای این موضوع بوده است. این طرح شش سال در دانشگاه تهران و سه سال در دانشگاه امام صادق

(ع) اجرا شده است.

در حوزه علمیه، دو جامعه آماری داریم؛ یکی حوزه علیمه خواهران است که در آنجا حدود چهار، پنج سال است که این طرح اجرا

می شود؛ یکی هم حوزه علیمه بناب است که آن هم همین مقدار زمان برده است. هم چنین در مهدهای قرآن، دارالقرآن ها و موسسات

قرآنی، مانند مهد قرآن قزوین و تبریز هم چهار، پنج سال است که این طرح اجرا می شود. در میان عامه مردم هم از همان زمان که

طرح آغاز شده، مرتبا تجربه شده است.

خط: آیا تدبر طلاب فرق خاصی با تدبر عموم مردم دارد ؟

ممکن است در بان متفاوت باشند، ولی در روش تفاوتی ندارند. اولین جامعه مخاطب جدی این طرح طلاب هستند؛ چون اگر بنا باشد

قرآن در جامعه رواج پیدا کند ،باید از جانب روحانیت باشد. اگر طلاب ما بخواند در آینده پاسخ گوی نیاز جامعه باشند، حتما باید در

قرآن پیشتاز باشند امروز همه بچه هایی که در مهد ها قرآن حفظ می کنند و همه افرادی که در مسابقات متعدد قرآنی شرکت می کنند

فردا می خواهند به روحانیون مراجعه کنند؛ اگر اطلاعاتی قرآن روحانی کمتر از این ها باشد واگرایی به وجود می آورد، حتما باید

اطلاعات قرآنی روحانیت بیشتر از اطلاعات قرآنی جامعه باشد تا بتوانند نقش رهبری فکری و فرهنگی را درست ایفا کند.

خط : در مقام اجرا چه برنامه هایی برای طلاب پایه یک تا شش تدارک دیده شده تا طلبه ها با قرآن مرتبط شوند؟

برای طلاب دو برنامه را می توان پیشنهاد داد. اول اینکه دوره آموزشی علوم حوزوی آن ها با قرآن باشد؛ یعنی صرف قرآنی، نحو

قرآنی، معانی قرآنی، بیان قرآنی، منطق قرآنی، اصول قرآنی، فقه قرآنی؛ یا این که حداقل آیات مرتبط را بخوانند این یک رویکرد

است.

رویکرد دیگر هم این است که قرآن بخوانند، یعنی درس های قرآنی الزامی باشد، ولی قرآن خوانی، اختیاری باشد و به عنوان یک کار

فرهنگی محسوب شود.

رویکرد اول که همه درس ها با قرآن باشد، یک رویکرد علمی است رویکرد هدایتی است. اما رویکرد دوم که به صورت فوق برنامه

است، رویکرد هدایتی است. تدبر، مربوط به رویکرد هدایتی است؛ یعنی اصلا قرآن را می خواند برای هدایت پذیر و بهره وری؛ یعنی

برای شفا به قرآن مراجعه می کند؛ برای ازدیاد ایمان، برای شفاعت، برای روح گرفتن. این ، فرق می کند با کسی که برای تجزیه و

ترکیب قرآن را می خواند.

کسی که برای تجزیه و ترکیب می خواند، هدف اصلی اش یاد گرفتن صرف و نحو است و قرآن وسیله است.

خط: در مقام عمل ، طلبه چه باید بکند؟

برای قرآنی شدن حوزه، رهنمودهای مقام معظم رهبری بسیار راه گشا و به جا و اجرایی است. ایشان فرمودند که تفسیر قرآن، رسمی

و درسی و روزانه شود و حتی تفسیر قرآن به مساجد بیاید؛ در حالی که در حوزه، تفسیر، جنبی است. ما باید تفسیر را برای سطح دو

حوزه قرار دهیم و تدبر را برای سطح یک. در مرحله تدبر نیز، ترجمه متدبرانه را داشته باشیم و بعد از آن خود تدبر را؛ یعنی اول

تدبر ترویجی، بعد تدبر آموزشی و بعد هم تدبر کارگاهی.

در تدبر ترویجی، طلاب، تدبر در سوره ها را تمرین می کنند و شیرینی انس با قرآن را می چشند برای مثال، ما سوره هایی را که

قصه دارد، به عنوان سوره های ترویجی پیشنهاد می کنیم که هم قرآن خوانده شود و هم جذابیت داشته باشد و هم پیام را آسان منتقل

کرده باشد؛ این، برای پایه یک تا دو مناسب است. در پایه یک، قرائت متدبرانه و تجوید و در پایه دو، ترجمه متدبرانه آموخته می

شود.

تدبر آموزشی هم دوسال طول می کشد که سه جز از قرآن با تکیه بر ساختار و جهت کار می شود. بعد خود شخص سوره هایی را

زیر نظر استاد به صورت کارگاهی کار می کند. کارگاهی به این معنا که در تدبر در سوره ها استاد به او نشان می هد که تدبرش تا

چه اندازه مطابق با متن است. در تدبر، میزان ، خود قرآن است، نه جزوه و استاد و روش.

تدبر سه مرحله دارد: گام نخست، کشف ساختار آیات سوره است و عامل کشف ساختار ، پیوستگی ادبیات است. هر جا گسستی حاصل

می شود، معلوم است که یک موضوع دیگر شروع شده است.

گام دوم، کشف غرض یا جهت سوره است آن جهت هدایتی که این سوره ها در آن با هم مشترکند این مشترکات دسته هایی هستند که

جهت سخن را رقم می زنند؛ خصوصا ابتدا و انتهای سوره های بزرگ، جهت را مشخص می کند. حتی مثال ها و قصه ها هم چون

می خواهند سریع تر مخاطب را به مطلب برسانند، روی نکته اصل که در سوره مد نظر است، انگشت می گذارند.

گام سوم، خواندن متن است که به آن تفهم متن می گوییم. اگر بپرسند که آیا در تفهم متن، غیر از ساختار و جهت، مطلب دیگری هم

مطرح می شود؟ مگر خود ساختار و جهت، یک نوع فهم متن نیست؟ جواب این است که آن فقط فهم ساختار و جهت است، ولی سوره

که فقط ساختار و جهت نیست، سوره کلمه به کلمه و آیه به آیه حرف دارد. لذا باید آن کلمات با همدیگر، آن پنج مرحله فهم را نشان

دهد که فهم نفسی، فهم سیاقی، فهم مقایسه ای، فهم مجموعی و فهم هدایتی است. این پنج فهم در متن تحقق پیدا می کند؛ یعنی وقتی

عبارتی را به تنهایی می بینیم، خیلی کلی دیده می شود ولی وقتی با قبل و بعدش به آن نگاه می کنیم مقداری تلطیف می شود. این،

استفاده از ساختار و جهت است. جهت، جلوی بروز وجوه متعدد را می گیرد و ساختار، جلوی نگرش استقلالی را.

در مرتبه سوم، به وسیله مراتب فهم، هر دوی آن ها هم پوشانی می شوند؛ یعنی آن جهت و ساختار در فهم متن به کار گرفته می شوند

و متن منسجم و گویا می شود.

خط: اگر بخواهیم برای کشف ساختار و جهت ، به سراغ قرآن برویم ، چه عاملی ما را از افتادن در وادی تفسیر به رای ، حفظ می کند؟

اولا تدبر، تفسیر نیست که بخواهد بفسیر به رای شود ما زمانی تفسیر می کنیم که سخن گوی قرآن باشیم، اما تدبر اصلا سخن گفتن

خود قرآن است و خود قرآن است که مطالب را بیان می کند و دیگر تفسیر به رای شکل نمی گیرد، مگر ان که این مبنا راکه قرآن

گویاست، قبول نداشته باشیم؛ مثلا بگوییم الفاظ قرآن گنگ است و این ما هستیم که به آن معنا می بخشیم اما این حرف اشتباه است و از

این جا نشات می گیرد که ما با عربی آشنا نیستیم و فکر می کنیم که قرآن چیزی نمی گوید. اگر با عربی آشنا باشیم، می فهمیم که

خود قرآن گویاست؛ خود لفظ، ظهور دارد و خود لفظ ما را از افتادن در دام تحمیل معنا بر قرآن نگه می دارد .

در تفسیر، قضیه فرق می کند در آن جا مسئله می شویم که آیه مستقیما درصدد بیان نباشد و ما بخواهیم از زوایا و حواشی و لوازم

آن، مطلبی را برداشت کنیم. این جاست که تفسیر صحیح و غیر صحیح پیش می آید. رابطه تدبر و تفسیر، رابطه شنا و غواصی است؛

شنا بر روی الفاظ و غواصی در بحر قرآن. این ها با هم فرق می کند. پس اولا تدبر تفسیر نیست تا بخواهد تفسیر به رای باشد؛ ثانیا

تدبر، تلمذ قرآن کریم است؛ ثالثا نگرش مجموعی، جلوی حرف بی جا را می گیرد. نگرش مجموعی ما ضامن سلامت فهم ماست و

فهم ما را تعدیل می کند.

حدیثی داریم که می گوید وقتی می خواهید به سراغ قرآن بروید، چیزی با خود نبرید تدبر در این حد است. البته راه تفسیر حقیقی؛ نه

این که بخواهی نقل قول دیگران را بخوانی. اگر بخواهی از طریق توانایی ادبی و بلاغی و توانایی اصولی و فقهی سراغ قرآن بروی

و محصولی را ارائه بدهی، فارغ از این که قلبش در قرآن تدبر کرده باشی، تفسیر، تفسیر حقیقی نخواهد شد.

آدرس اینترنتی